<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مار غاشیه </title>
<link>http://a-mordad.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 08 Aug 2009 15:22:24 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>کابوس</title>
<link>http://a-mordad.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; دوباره کابوس میآید &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;در اتاقی که هزار خورشید دارد اما بوی تاریکی میدهد &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;فریادی از گلویم برنمیخیزد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;مبهوت شده ام&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;شکنجه شروع شد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;درد - تنهایی-عذاب بی تو بودن&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;وتنها خداست که زخمهایم را نوازش میکند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 08 Aug 2009 15:22:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=a-mordad&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>a-mordad</dc:creator>
<guid>http://a-mordad.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خواب سنگین مسئولان میراث فرهنگی سمنان و تعطیلی موزه سمنان برای همیشه </title>
<link>http://a-mordad.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>بازار تاریخی  شاهرود که خراب شد و رفت پی کارش ! در موزه سمنان هم یکسال است تخته شده.  آثار تاریخی گرمسار را میفروشند  ! تپه حصار دامغان هم تکلیفش روشن است  ریل راه آهن از وسطش کشیده اند و هر روز دهها و دهها قطار ترق و تروق کنان از وسطش رد میشوند و  به تنها چیزی که نمی ماند تپه باستانی  بودن است . این سرنوشت  میراث فرهنگی سمنان است  .مسئولان میراث فرهنگی استان سمنان با بستن موزه ی بسیار محبوب و دوست داشتنی  شهر سمنان که یک حمام قدیمی  است و با تخریب بناهای تاریخی کار خود را راحت کرده اند . دیگر نه دردسری دارند و نه دلمشغولی  حالا دیگر فرصت دارند که جشنواره ی انگور و پسته و خربزه برگزار کنند و در کنارش هم هرچه میتوانند بخورند و بیاشامند و از اصرافش هم نترسند.  
امسال چهارمین بار   است که برای دیدن موزه سمنان  میروم و تیرم به سنگ میخورد . در این موزه اسکلت  زنی  چهار هزار ساله !  که درست در هنگام تولد فرزندش از دنیا رفته است  . اگر میتوانید این نوشته را بنویسید و به چهل نفر بدهید و آن چهل نفر هم مطلب را بنویسند و   هریک به چهل نفر دیگر بدهند شاید صدای فریادها  که  زیاد شد   مسئولان میراث فرهنگی و گردشگری سمنان  از خواب  سنگین بیدار شوند .
هرچند خواب این عزیزان هم مثل خواب  اسکلت موزه چهار هزار ساله است !
</description>
<pubDate>Tue, 13 Jan 2009 12:54:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=a-mordad&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>a-mordad</dc:creator>
<guid>http://a-mordad.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تپه تاریخی که زیر لگدهای سازه ای عجیب له میشود</title>
<link>http://a-mordad.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فکر می کنید &lt;A href=&quot;http://server6.theimagehosting.com/image.php?img=IMG_0002.bb5.JPG&amp;album=0&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;تپه خاکی&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; که پشت این سازه فلزی قرار دارد  چیست ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خاکی که برای ساخت هتل؛ مدرسه ؛ رستوران ؛ و...  از گود برداری محل بوجود آمد ه ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خیر این یک تپه یا قلعه باستانی است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  قلعه خندق یا تپه تاریخی محلات سمنان که در کمال حیرت اجازه ساخت این سازه عجیب را در جلوی آن داده اند  بدون آنکه کاوش یا حفاری در مورد منطقه ی باستانی پشت آن انجام گیرد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه کسی جوابگو است ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هیچ کس ! در تماسی که با اداره جهانگردی سمنان داشتم تا به وضعیت پیش آمده اعتراض کنم یکی از کارمندان گفت : آقا اینجا تماس نگیرید . اینجا کسی جوابگو نیست . شاید بالاتر کسی را پیدا کنید که حرف شما را بشنود !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://server6.theimagehosting.com/image.php?img=IMG_0002.bb5.JPG&amp;album=0&quot;&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 26 Nov 2008 16:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=a-mordad&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>a-mordad</dc:creator>
<guid>http://a-mordad.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تخریب بازار تاریخی شاهرود </title>
<link>http://a-mordad.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در خبر ساعت هفت و نیم شنیدم چند گنبد بازار تاریخی شاهرود به علت گود برداری غیر مجاز به طور کامل تخریب شده است . آری پس از دویست سال خورشید بر کف بازار شاهرود تابید . نمی دانم این تراژدی تخریب تا کی ادامه دارد . چندی پیش که به استان سمنان رفته بودم چیزی که باعث حیرت و تعجبم شد تخریب گسترده آثار تاریخی استان حتی در مرکز استان یعنی شهر سمنان بود بطوریکه در یکی از محلات درست در کنار یک تپه تاریخی و باستانی ساخت و سازهای فولادی حکایت از تجاوز به حریم تپه و بی اهمیتی گذشته مردم برای متولیان شهر میکرد . دوستی میگفت در استانی که رئیس میراث فرهنگی اش فرماندار سابق سمنان و معاونانش فرمانداران سابق شهرهای دیگر! و آنها هم بدون تخصص و تحصیلات مرتبط باشند معلوم است سرنوشت میراث فرهنگی و تاریخی شهر به دست چه کارشناسانی افتاده است! یک استانداری هم نمیتواند این اندازه فرماندار و مرد سیاستمدار را در خود هضم کند . چه برسد به سازمان میراث فرهنگی خوشا به حال سرزمینی که از استعداد و توانایی مردمانش در جای خود استفاده کند .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 26 Nov 2008 15:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=a-mordad&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>a-mordad</dc:creator>
<guid>http://a-mordad.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آتش زدن قیطریه ! بخاطر یک دستمال </title>
<link>http://a-mordad.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به نظر میآید شیرین کاری های وزیر کشور  پیشین همینطور ادامه دارد . گویا وقتی کسی هم کاری به کارش ندارد خودش لطیفه سازی میکند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همین الان وقتی از خبر ۲۰:۳۰ مراسم تودیعش را پخش میکردند گفت : کسانی هستند که به خاطر یک دستمال قیطریه را به آتش میزنند!! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;میخواستم بگویم مجید جان آن قیصریه است که بخاطر دستمال آتشش میزنند . قیطریه که همین بیخ گوش خودمان است هنوز هم آتشش نزده اند .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 22 Nov 2008 16:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=a-mordad&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>a-mordad</dc:creator>
<guid>http://a-mordad.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مونولوگ</title>
<link>http://a-mordad.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای به روز شدن مینویسم . مگرنه حرف خاصی نیست . آدمیزاد که مخاطب نداشته باشد . نوشتنش؛ حرف زدنش ؛ زندگی کردنش مونولوگ است . با خود حرف زدن است . با خود ماندن و در خود فرو رفتن است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چیزهای عجیبی است که قلب مرا میلرزاند . این روزها پرسه زدن در اینترنت شکنجه آور است . خواندن چیزهایی که جور دیگری میپنداشتی اما میبینی که به نوعی  دیگر باز گو میشوند .....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سعی میکنم آرام باشم . وحشت نکنم از این همه دروغ و خباثت که فکر میکنم ما را درگیر کرده است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سعی میکنم آرام باشم و چیزهایی که در اجتماع کوچک خود . اداره ؛ محله ؛ خانواده میبینم به جامعه بزرگ به کل ایران تعمیم ندهم . اما نمیشود . به وضوح میبینم تمام آنچه فکر میکنم در مورد ایران و دولت غیر واقعی است در محل کار  محیط کوچکی که میشناسم واقعی است . و بعد با خود میگویم . همه چیز حقیقت دارد . وقتی فساد اینطور در یک سازمان و اداره کوچک نفوذ دارد و هیچ کس یارای مقابله با آن را ندارد . پس حتما و یقینا&quot; به لایه های با لاتر و سازمانهای بزرگتر هم نفوذ یافته و کسی به کسی نیست .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 21 Nov 2008 14:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=a-mordad&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>a-mordad</dc:creator>
<guid>http://a-mordad.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شیرین کاری &quot;میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری استان سمنان&quot;</title>
<link>http://a-mordad.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot;میراث فرهنگی ِ صنایع دستی و گردشگری استان سمنان&quot; روز قدس در شهرستانهای استان  سمنان کلاه هایی سر مردم گذاشت که دیدنی بود . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جدی کلاه سر مردم گذاشت شوخی درکار نیست ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روی این کلاه ها عبارت مرگ بر اسرائیل نوشته شده بود و پائینش  هم عبارت&quot; ایران گردی را از سمنان گردی شروع کنیم دیده میشد!&quot; .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این خود شیرینی سازمان فرهنگی در واقع  یه جور برائت از حرفهای مشایی هم به حساب میآد که چند وقت پیش حرفهای بوداری زده بود . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  چقدر از این کلاه ها سر مردم گذاشتن  خدا میدونه . اما معلومه   تعدادش زیاد بوده چون فامیل سمنانی  میگفتن  توی خونه های مردم  هم از این کلاه ها انداختن تا  کسایی که تو  راهپیمایی شرکت نکردند سرشون بی کلاه نمونه !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این درحالیه که مردم سمنان همیشه از وضعیت  حفاظت و نگهداری از میراث فرهنگی سمنان شاکی هستن و کلا  وضعیت بناها و موزه ها در این شهر اسفناکه ! به عنوان مثال  موزه سمنان مدتهاست که تعطیل شده . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فکر کنم این بهترین کاری بوده که رئیس میراث فرهنگی سمنان میتونسته انجام بده که دل اسرائیل و آمریکا شاد بشه ! کم کاری و تخریب  و تعطیل  موزه ها و اماکن فرهنگی و در عوض گذاشتن کلاه مرگ بر اسرائیل روی سر مردم ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جالب اینه که کلاه چند ترک و برش دار هست و دقیقا از وسط قدس شریف برش کلاه میگذره و در واقع چیزی که از کلاه بیرون افتاده یه قدس دو نیم شده و پول گزاف این تبلیغ بیهوده و خود شیرینی ریاست میراث فرهنگی استان سمنان بوده بخاطر هیچ  !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 27 Sep 2008 19:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=a-mordad&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>a-mordad</dc:creator>
<guid>http://a-mordad.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وسواس</title>
<link>http://a-mordad.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;من شخصا اعتقاد پیدا کردم که یک چیزیم میشود. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;هنوز چند هفته از قهر و ناز کردن لی لی با من نگذشته که احساسات لطیف تری را نسبت به ضعیفه ی دیگر تجربه میکنم . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;نمیدانم همه ی &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;این &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;احساسات را باید مربوط به پایین تنه دانست &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;یا نه .&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;البته در مورد لی لی مطمئن هستم که عاشقش نبودم . درواقع دلم میخواست با او ازدواج کنم تا از در به دری و آلاخون والاخون بودن در بیایم . همان اولین باری که آن طور راحت من را به خانه اشان دعوت کرد و خیلی زود با هم پسرخاله شدیم یک کمی بگی نگی دلخور شدم . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;نمیدانم شاید &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;ما مردها مرض داریم . تا وقتی زنی خودش را به ما ننمایانده کشته مرده این هستیم که بدانیم آن زیر میرها چه دارد . اما به محض این که همه چیز تمام میشود ناگهان مثل آب سردی که روی سرمان ریخته باشند همه چیز تمام میشود میزنیم روی دستمان و افسوس میخوریم که ای کاش چیزی را ندیده بودیم . خوب شاید هم این موضوع در مورد همه عمومیت نداشته باشد . اما بدبختانه در مورد من صحت دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;درواقع میشود گفت در این یک سال و چند ماه هر بار و بعد از پایان هر &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;مراسم صمیمانه این من بودم که فکر میکردم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;چقدر بد شد ؛ ای &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;کاش اینطور دختر مردم خودش را در اختیار من نمیگذاشت. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;در هر صورت فکر میکنم دوباره دارد اتفاقی برای قلب بیچاره و باری به هرجهت و زود عاشق شو و فوری فارغ شوی من میافتد . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;سوژه ی مورد نظر یکی از همکارهایم است . تازه آمده ناز و اطواری نیست و یک کمی هم بگی نگی بد اخلاق و &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;عجیب و غریب است . امروز وقتی داشت از توی دستشویی مردها بیرون میآمد غافلگیرش کردم . گفتم به به چه خبر ؟ گفت خبر خیر ! به شوخی گفتم ناسلامتی اینجا دستشویی اقایان است ها شاید ما اینجا یک چیزهایی داشته باشیم که نخواهیم خانمها ببینندش ؟ او هم با مسخره گی دهنش را کج و کوله کرد و گفت بله داشتین توالت آخر ؛ &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;هنوز هم بقایاش مونده میتونید تا قبل از اینکه کاملا خشک بشه برید تازه تازه اش رو ببینید .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;امروز بابا به قول خودش &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;میرزا قاسمی درست کرده بود &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;! بدون گوشت؛ &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بدون بادمجان و بدون گوجه فقط تخم مرغ داشت .&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;کلی دعوا کردیم گفتم مرد حسابی مگر دکتر نگفت تخم مرغ برایت ضرر دارد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;ولی او اصرار میکرد این میرزا قاسمی است و دکتر میرزا قاسمی را برایش ممنوع نکرده . کوفتمان شد تا خوردیمش مدام به بالاو پایین رفتن لقمه توی دهنش نگاه میکردم و میگفتم همین الان است که دوباره قلبش را بگیرد و غش کند . باید یک فکر اساسی برای درست کردن غذا بکنم . اگر قرار باشد با این اوضاع احوال پیش برویم بابا هم زودتر از موقع غزلش را میخواند . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 20 Feb 2008 18:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=a-mordad&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>a-mordad</dc:creator>
<guid>http://a-mordad.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شب تاریک و بیم موج و ...</title>
<link>http://a-mordad.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;میان من و لی لی  یک شکر آبی شده است که  تا به حال سابقه نداشته . شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل    کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفتم سبکباران یادم افتاد که سبک شده ام  انگار . شاید هم راست میگفتند برو بچ . میان ما فقط  یک چیزهایی حکم میکرد  که هر نامی داشت جز عشق...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فراموشی پیشه کرده ام . حالا دیگر راحت تر آب میخورم و از احساس یک گره  توی گلویم رنج نمیبرم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به جز آنکه ممکن است گاهی یاد آن  مبل راحتی بزرگ قرمز بیفتم و کمی سر دماغم قلقلک بیاید !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از توالت همسایه بالایی به توالت ما چکه میکند . از آن چکه ها که نمیتوان اسمش را باران گذاشت و نمیتوان زیرش شعر خواند و با زن خوابید . گاهی که به اجبار آن تویم با آکروبات بازی  همانطور نشسته خودم را چپ و راست می کنم تا این باران اسیدی  کمی زرد تا قسمتی قهوه ای لا اقل روی سرم نبارد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رفتم با مردک دعوا کنم  تا از  پله ها بالا بروم و زنگ خانه اش را بزنم  خودم را آماده کره بودم تا یقه اش را بچسبم و  هوار بکشم ؛ نامروت دو هفته است که قرار بوده کسی را بیاوری تا کاسه توالتت را درست کنند . آماده بودم همان کاسه را توی سرش خرد کنم . زنگ که زدم برادر زنش در را باز کرد . هیولا بود یک غول دو متری و عصبانی مزاج . فقط بسنده کردم به اینکه آب گلویم را قورت بدهم و بگویم . ببخشید حمید آقا نیستند . گفت نه  . من هم گفتم  پس بعدا مزاحم میشوم . و تا او بگوید خیر پیش من  هفت هشت تا پله را یکی کرده بودم و  پشت در خانه ی خودمان بودم  . بابا همیشه نصیحتم میکند میگوید نمیشود با عالم و آدم دست به  یقه شد بعضی وقتها خوب است مسائل را دوستانه حل کنی . این بار دوستانه حل کردمش تا بعد با خود حمید آقا  تصفیه  حساب کنم !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 13 Feb 2008 13:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=a-mordad&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>a-mordad</dc:creator>
<guid>http://a-mordad.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درد و دل بر وزن رو دل</title>
<link>http://a-mordad.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt; &lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;لی لی قهر کرده و جواب تلفنهام رو نمیده .&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;با با هم دوباره افتاده رو دنده ی بد قلقی . و هی میگه به فکر زندگیت نیستی و سر به راه نیستی و بخور و بخوابت زیاد شده و از این جور پند و اندرزهای دمده شده.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;پدرم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;تو حذف و اضافه کردن واحدها دراومده و کار جدید هم بهم نمیسازه . از آبدارچی اداره به هم گیر میده تا سکرتر مدیر کل . من هم که عشق سیخونک دارم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;هی سوزن میزنم به مردم . میخ طویله تحویل میگیرم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;به چه پدر و مادر داری .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;خلاصه که حال و روز خوشی ندارم . چیک چیک چیک میکنم تا روزگار کوفتی بگذره .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;بدتر از همه این ادا اطوارهای لی لیه . به قول بیژن کسی که میره با دختر کار درست ِ پول و پله دار دوست میشه که از ونک به پایین براش پایین شهر محسوب میشه بایدم هر دو سه ماهی یه بار سکته&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;ی ناقص بزنه &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;از دست ویارهای دختر از ما بهترون.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;میگه چرا من رو برداشتی بردی تئاتر شهر؛ &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;که اونجا آب به آب بشم ؛ حالم به هم بیاد؛ &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;تو هم برم نداری برگردونی بیاری &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;خونه ی بابام ؛ &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بعد بای بای کنی بری . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;دو تا بلیط کوفتی که با چه مصیبتی مفتی گیر آورده بودم رو دستم مونده بود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;خانم میگفت ول کن بیا من رو برسون . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;من هم گفتم  ماشین که مال خودته ریش و قیچی هم که دستت ما رو بیخیال شو جون ممد . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;گلچهره طلسمم کرده بود یه آن نمیتونستم از سرجام تکون بخورم یا چشم از قد و بالاش بدوزم . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;لی لی هم هی سیخونک میزد که حالم بده حالم بده . داره حالم به هم میخوره .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;چ من که نمیتونم با تو تا تو مستراح بیام. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;پا شو یه تک پا برو بالات رو بیار و برگرد دیگه .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;خلاصه یه هو وسط مسطهای نمایش بودم که دیدم لی لی نیست گفتم حتما رفته تا دست به آب و برگرده؛ &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;کف دستم رو بو نکرده بودم که خانم خانمها قهر شده و زده به چاک . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;تئاتر که تمام شد آمدم بیرون زنگ بزنم به هش بگم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;جیگر کدوم گوری رفتی؟اگه کمک ممکی میخوای بیام شلوارت رو بالا بکشم . دیدم جواب نمیده . ده بار زنگ زدم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;موبایلش رو خاموش کرده بود . منم رفتم خونه . امروز رفتم شرکت باباش دیدم باباهه یه جورایی تو لبه خبر لی لی رو گرفتم. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;گفت میخواد بره کیش و بلیط گرفته و حالش بده و احتیاج به تغییر دکو را سیون داره و یه عالمه دری وری دیگه .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;به قول بیژن یعنی دختر و پول و خونه و ماشین و مسافرت خارج از کشور و بخور و بخواب پر/&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;کلی رفتیم یاد گرفتیم که لی لی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;رو نگیم &quot;لی لی لی لی &quot; حوضک و نگیم&quot;لیلی&quot; دوست دختر مجنون و نگیم &quot;لی لی&quot; (بازی) &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;تو مایه های الک دولک . ولی آخرش &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;یه سوتی دادیم به این گندگی و دختر شاه پریون پر اونم اینجور .  در حال حاضر سرمون رو کردیم تو خشتکمون&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;به هوای مراقبه . &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;باشد که یه چیزی گیرمون بیاد تو عالم هپروت &lt;/FONT&gt;. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 11 Feb 2008 15:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=a-mordad&amp;postid=3</comments>
<dc:creator>a-mordad</dc:creator>
<guid>http://a-mordad.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
